|
هر تغییر بزرگی در سازمانمون می تونه یک شوک باشه و یا یک سکوی پرتاب! اگر می خواهیم از تغییرات بهترین استفاده رو بکنیم، باید اول اون تغییر رو بفهمیم. و اولین کسی که اون تغییر رو در خودش ایجاد می کنه، خود ما باید باشیم. فرض کنید من می خوام توی مجموعم راجع به full tme و یا part time بودن، نگرشی رو ایجاد کنم. اولین چیزی رو که باید با خودم حلاجی کنم، اینه که اصلا معنای این دو کلمه چیه؟! بعد که خودم خوب فهمیدمش، نگاه کنم چه قسمتی از مجموعه من این نگرش به دردش می خوره، و یا اصلا در هر قسمت از مجموعم این استراتژی یا دیدگاه چگونه باید مطرح بشه تا بیشترین اثر مثبت رو داشته باشه! مهمترین قسمت این قضیه، نگرش خود من و هضم شدن این استراتژی در خود منه! حالا موقع این رسیده که با تیم خودم مطرحش کنم و اونها رو هم کاملا در جریان این تغییر قرار بدم، و اونها هم این استراتژی رو بفهمن و البته با کمک گرفتن از ذهن جستجوگر خودشون اون رو حلاجی کنن! و حالا این استراتژی آماده است که بره و در اختیار همه افراد سازمان یا مجموعه قرار بگیره! البته همیشه تغییرات ایراداتی هم خواهند داشت، و شاید یک بخشهاییش به درد سازمان ما هم نمیخوره، در نتیجه انجام یک تغییر نباید تمام بنیانهای یک سازمان رو دگرگون کنه، بلکه یک تغییر روی ستونهای قابل اعتماد و مطمئن یک بستر قبلی و موجود بنا میشه! یعنی هیچ وقت ما از صفر شروع نمی کنیم، بلکه یک چیزهایی به عنوان پایه ها یا همون اصول ثابت باید باشن که تغییری رخ بده! وگر نه ما چه چیزی رو داریم تغییر میدیم؟! یک مثال می زنم: اگر نیما یوشیج شعر کلاسیک ایران رو نمی شناخت، و با بحر و وزن اشعار کلاسیک آشنا نبود آیا قادر بود چیزی رو تغییر بده و وزن رو بشکنه؟! نیما در نتیجه شناخت کاملی که از شعر کلاسیک داشت تونست شعر نو رو بنا کنه، اون هم روی پایه های شعر کلاسیک و بر اساس اون، یعنی نیما چیزی رو شناخت و از این شناخت در جهت تغییراتش استفاده کرد. می خوام بگم اگه مجموعه یک ساختار درست و منسجم داشته و امروز در نتیجه انجام تغییراتی همه چیزش از متزلزل شده، فقط به علت عدم درک درست ما از استراتژی جدید بوده! یعنی ما با تغییر جدید خیلی سطحی و ابتدایی برخورد کردیم که حتی ستونهای سازمان رو هم تغییر داده! یعنی ما از صفر شروع کردیم و این اشتباهه! بهتره که برگردیم به گذشتمون و یادمون بیاد چه جوری بودیم و قوانین و چارچوبهای اصلی رو همیشه مدنظر داشته باشیم! (مثلا جلسات تعهد و هفتگی و حس رقابت و ...) تنها راه استفاده از تجربیات گذشته به کار بردن اونهاست. یادمون نره که اگه قراره که تغییراتی رو در خودمون ایجاد کنیم، این تغییرات رو باید از امروز شروع کنیم و اصلا نباید به تجربیات گذشتمون دستبرد بزنیم!
بهتون پیشنهاد می کنم این مطلب رو حداقل 2 بار مطالعه کنید تا هدفش رو کاملا درک کنید! |
+ نوشته شده توسط -:- ناصر -:- -:- - :-
|


