تبليغاتX
live is life - شرایط ایده آل


سلام،
امروز شنیدم که عراق قهرمان جام ملتهای آسیا شده! راستشو بخواهید اولش خیلی حال کردم. اما بعد که یکم فکر کردم به نکته های جالبی رسیدم. می دونید این جور وقایع خیلی زیاد توی کارهای تیمی اتفاق میفته. اگه یادتون باشه تیم دانمارک هم حدود ده یازده سال پیش به همین طریق قهرمان جام ملتهای اروپا شد. شاید نکته جالب این باشه که با وجود تیمهای بسیار زیادی که در بهترین شرایط آمادگی و مقدماتی در خیلی از مسابقات شرکت می کنن، تیمهایی قهرمان میشن که اصلا در شرایط خوب و نرمالی تمرین نکردن و شاید هیچ کس فکر نمی کرده که این تیمها مرحله نهایی پیش برن و در نهایت قهرمان هم بشن!
حالا نکته جالبتر اینه که من خیلی از سازمانها رو می شناسم که  هسته های اون سازمان رو افرادی تشکیل داده بودن که همگی از قشر متوسط جامعه بودن و توی اونها از بچه مایه دار خبری نبود!!!
اما من اگه بخوام از نقطه نظر نتورکری به این قضیه نگاه کنم، باید بگم که به نظر من خیلی مواقع شرایط فوق العاده ایده آل هم زیاد مناسب نیست. منظورم اینه که این خیلی اشتباهه که ما اول به دنبال رسیدن به شرایط ایده آل باشیم و بعد به فکر رشد کردن و پورسانت گرفتن!
می دونید به نظر من درست اینه که ما کار کنیم، به سمت جلو حرکت کنیم، رشد کنیم و پورسانت بگیریم و در عین حال به سمت ایده آل شدن و البته "بهترین" بودن پیش بریم.
متأسفانه خیلی ها رو می بینم که منتظر این هستن که همه شرایط برای رشد مساعد بشه تا بعد دست به کار بشن، غافل از اینکه هیچ وقت شرایط مساعد نیست و همیشه باید برای مساعد کردن شرایط به سمت جلو گام برداشت! می دونید من نتورک و به خصوص Quest رو کاری می دونم که آدم برای موفقیت در اون باید با تمام وجود مایه بذاره و اینو بدونه که اینجا قرار نیست کسی از روی شانس به موفقیت برسه!
می دونید دوستان، سازمانهایی رو می شناسم که در اوج اطلاعات و Update بودن، خیلی کمتر از سازمانهایی که از یکسری آدمهای شاید کم سواد، اما هدفمند و انگیزه دار تشکیل شده بود، رشد کردند و من تنها دلیل این قضیه رو انرژی، تعهد و هدف هسته های اون سازمانها می دونم که ابزارهای اصلی موفقیت در نتورک مارکتینگ هستند.
به نظر من به چالش کشیدن خیلی از اصول شاید در برخی موارد خیلی راحت تر از Accept و پایبندی به خیلی از اونها باشه (همون حرف همیشگیه خراب کردن خیلی راحتتر از ساختنه!) و من یادمه که زمان وارد شدنم از صمیم قلب به تمام حرفهای بالاسریهام گوش می کردم و شاید با گذر زمان به صحیح و یا نادرست بودن خیلی از اونها پی بردم. اما مهم اینه که چون در اون موقع من به همه این اصول اعتقاد داشتم، تونستم بهترین جواب رو از اونها بگیرم!
و تنها پیشنهادم به شما اینه که برید با خودتون فکر کنید که آیا در شرایط ایده آل کار می کنید یا نه؟! و اگر شرایط ایده آل نبود خوشحال باشید، چون یک کار مهم برای انجام دادن دارید و اون اینه که رشد کنید و پورسانت بگیرید تا بتونید شرایط رو برای خودتون و خانوادتون ایده آل کنید و البته "بهترین" باشید!

 


پاورقی

بهتون پیشنهاد می کنم که حتما نوشته های زیر رو یکباره دیگه مطالعه کنید:

رانندگی در نتورک مارکتینگ!!!

حس اضطرار

+ نوشته شده توسط -:- ناصر -:- -:- - :- |