ذهن چيست ؟؟؟؟؟؟ آيا شما از آن و درونياتش با خبريد ؟؟؟؟؟؟؟؟
پس با من بيايد ....
ذهن بلند مرتبه ترين كمال نفس انسان است كه به آن نفس ناطقه يا نفس آگاهانه هم مي گويند. ذهن را قوتي براي نفس خوانند. و گويند ذهن داراي نيروي معجزه گرست كه جزء قواي نفساني محسوب شده كه يا مثبت است يا منفي. چون ذهن هميشه فكر مي كند" اين نيرو نيز هميشه وجود دارد ". اين نيرو يا مثبت است يا منفي و حد تعادل ندارد. يعني ذهن شما اگر مثبت باشد، شما را تا اوج موفقيت مي برد و اگر منفي باشد تا پايين و پست ترين درجات مي برد. پس كسي نمي تواند بگويد ذهن من بين مثبت و منفي است اين حرف غلط است و البته راكد ماندن ذهن هم منفي گرايي است N.L.P با چند نمونه عيني ذهن را تشريح مي كند.
بندلر ( پايه گذار N.L.P ) از ذهن تعريفي دارد كه مي گويد: ذهن مانند يك اتوبوس است. چون اتوبوس هميشه از مبدا در حال حركت به طرف مقصد است و ديگر اينكه مرتب پر و خالي مي شود و ذهن آدمي نيز هميشه در حال هدف گذاري و هدف يابي است و در زندگي خود هر روز تصميم مي گيرد تا كار تازه اي را آغاز كند اما متاسفانه در اول و وسط راه هدف را رها و نسبت به آن دلسرد مي گردد و آن نيرو و حس اوليه را نسبت به هدف ندارد. مثلا در اول ذهنتان را متوجه ورزش مي كنيد ولي وسط راه منصرف شده بدنبال موسيقي مي رويد بعد خسته شده بدنبال درس مي رويد و همينطور ادامه داده. اين بي هدفي است و شما هيچ موقع به مقصد نخواهيد رسيد. ذهن هر انسان مانند اتوبوسي است كه هر شخص خود بايد راننده آن باشد. سوالي پيش ميايد: كه شما چند سال داريد؟ و در اين چند سال چند هدف در زندگيتان انتخاب كردهايد؟ چه مقدار از اول زندگي تاكنون خود راننده اين اتوبوس بودهايم؟ يعني آيا به اهداف خود رسيدهايد؟ اگر جوابتان منفي است، به چند درصد آن هرگز نرسيدهايد؟ شايد هدف گذاريتان اشتباه بوده است يا اينكه رانندگي را درست بلد نبوديد؟؟
كدامشان ؟؟؟؟؟
ادامه راه اين اتوبوس را در مطلب بعدي پي ميگيرم ( البته با شما )......
و اما تكنيك يك دقيقه اي امروز ........
بسم ا... هدفها براي گفتن دارد ولي ما كه با عادتها زنجير شدهايم، از اين همه پيام محروم مي مانيم و يا از كنار آن بي تفاوت مي گذريم. وقتي كه با بسم ا... عملي را انجام مي دهم يعني با نشان خدا و علامت او همراه است و اين حركت، اطاعت است و عبوديت. پس رنجي به دل راه نمي دهم.


