تبليغاتX
live is life - رهبری سیستماتیک


از همه دوستانی که این چند سطر رو می خونن میخوام که نظراتشونو بنویسن.

میخوام در مورد یکی از چیزهایی که ذهنمو خیلی مشغول کرده باهاتون صحبت کنم. اسمی که برای این نظرسنجی استفاده کردم ممکنه یه خورده عجیب باشه: "رهبری سیستماتیک" دیگه یعنی چی؟!!
اول به نظرم باید سیستمو تعریف کرد، بعد رهبری رو!
منظورم از سیستم، زنجیره ای از برنامه هایی که برای پرورش سازمانمون در نظر میگیریم تا بتونیم در این سیستم بقا پیدا کنیم و البته جلو بریم. به این شکل دقت کنید:

 

 

 دقیقا منظورم همین فلشه!
زمینی که مهیا میکنیم برای رشد خودمون و زیرمجموعه هامون، چه زمانی که صفر به صفر هستیم و چه زمانی که چندین هزار
UV زیرمجموعه داریم. ما چه کارهایی باید انجام بدیم که دانه ای که می کاریم، حداکثر رشدی رو که میتونه داشته باشه رو، داشته باشه.
مثلا: " آموزش + چارچوب درست فکری + بیس پرزنت = گرفتن ورودی "
حالا مجموعه شروع میکنه به رشد و تعادل زیرمجموعه من شده 100، اما خیلی چیزها
duplicate نشده، یا یکی از 3 گزینه بالا خللی توش وارد شده! از بالاسری تا زیرمجموعه دارن IQ میزنن به جای اینکه QI کار کنن. و خوب خیلی ها لطمه می بینن، چون آبیاری زمین مهیا شده سیستم خاصی نداره و دچار اختلال شده!
حالا رهبری رو میخوام تعریف کنم:
رهبر به معنای عام یعنی کسی که باید سازمانشو به سمت هدفی هدایت کنه. میخوام بگم کمک کنیم به رهبران مجموعه که درست حرکت کنن و بزرگ شدن مجموعه ها باعث رشد رهبران ما باشه نه سردرگمی اونها!
اولین عاملی که میتونه کمک کنه، یک تیم رهبری قویه که حتما خیلی کارسازه.اما مهمتر از این تیم رهبری، داشتن یک سیستم کارساز و قابل
duplicate و در عین حال در اوج سادگیه!
سوال من اینه که یک رهبر دارای بالانس 100 وظیفه سیستماتیکش چیه که باید انجامش بده؟! (مسلما تهیه
CD های آموزشی جدید و یا عوض کردن آموزشهای base و یا weblog نویسی نیست! )
حتما جوابتون اینه که خوب بستگی به مجموعش داره و این سوال جاوبهای مختلفی داره! ولی من اینو میدونم و دقیقا به خاطر همین جوابه که دنبال سیستم میگردم که خیلی ها از این وضعیت در بیان! ببینید من خودم زمانی که بالانس 100 داشتم، فقط روزی نیم ساعت احوال بچه ها رو می پرسیدم و کار خاصی نمی کردم و به این فکر میکردم که دیگه مجموعه خودش میره و من
account هام رو میگیرم تا اینکه با مخ خوردم زمین!  اما مشکل از تنبلی من نبود، از اینجا بود که سیستمی برای کار نداشتم، هیچ چارچوب مشخصی نبود، متوجه هستید؟!
الان میفهمم که این تعادل دقیقا زمانی برای
caddy کردن افراد توی سازمانم، ساختن تیمهای قشنگ و قوی و حتی مدیرت مالی و ... بود! میخوام تجربیاتمو در اختیار افرادی که در این وضعیت هستن، قرار بدم که اونها حداقل ضربه نخورن. چون هنوز کسانی رو میبینم که در وضعیت اونروز من گیر کردن و دارن در مجموعشون گل گشت میزنن! چند نکته رو که خودم توی این مدت بهش فکر کردم رو اسم میبرم که میتونه به رهبران سازمان ما کمک کنه:


اول داشتن یک Vision کاری خیلی خوبه! مثلا ما میخوایم بهترین باشیم (We are the BEST) و مسلما که هستیم، ولی یکسری فاکتورهایی رو در این بهترین بودن باید رعایت کنیم:

مثلا اینکه سیستم آموزشی base ما باید از یک روند خاص تبعیت کنه که کاملا تعریف شده است. مثل ساندویچ های Mc Donald که هر جای دنیا تهیه بشه یک طعم و یک مزه میده. یعنی نباید فرقی کنه که زیرمجموعه ما توی تهران داره آموزش می بینه یا اصفهان یا شیراز و یا هر جای دیگه! چون ما باید یک سیستم آموزشی رو با یک کیفیت ایده ال قابل تکثیر در همه جا رعایت کنیم. طی جلسه ای که با لیدرهای تیم We are the BEST داشتم به این نتیجه رسیدیم که این بهترین و قویترین سیستم آموزش که از محراب بزرگ به ما رسیده و هنوز هم به قوت خودش باقیه:


« شرح وظايف کاري در آموزشهای پایه »

1- خريد

2- تقديم بستههاي آموزشي به طور کامل به Direct شامل :

(a کتابهاي پنير، قورباغه و حکايت.

(b هشت عدد CD آموزشي.

(c جزوه آموزشي مقدماتي و تکميلي به صورت سيمي شده

(d جزوه آموزشي مقدماتي و تکميلي به صورت خام (داخل پوشه پلاستيکي)

(e کاور مخصوص

لازم به ذکر است که هر فرد پس از اتمام آموزش، قبل از برگزاري پرزنت بايد بستههاي آموزشي را آماده کرده و پس از خريد دو Direct خود به آنها تبريک گفته و اين بستهها را به آنها تقديم نمايد.

3- مراحل آموزش

(a آموزش CD سوم در کنار Leader بالاسري.

(b آموزش CD پت من در کنار Leader.

(c آموزش جزوه مقدماتي در کنار Leader

(d خواندن کتابهاي پنير و حکايت به تنهايي و مرور آن در کنار Leader

(e امتحان CD سوم در کنار Leader

(f امتحان سه پاراگراف در حضور Leader بالاسري.

(g امتحان جملات دعوت در حضور Leader بالاسري.

(h امتحان objection در حضور Leader بالاسري.

(i امتحان مزاياي 3uv

(j برگزاري جلسه اهداف در کنار Leader بالاسري. (شامل نيم ساعت جلسه smart و سپس ليست اهداف و زمانبندي آن)

توجه : از آنجا که جلسه هدف مهمترين بخش کار ما ميباشد در برگزاري آن از لحاظ زماني محدوديتي وجود ندارد.

(k برگزاري جلسه ليست در کنار Leader بالاسري.

4- انجام دعوت و شروع عملي کار

 

که البته اینها فقط در مورد آموزش های پایه است و روند یادگیری آموزشهای تکمیلی هم برنامه ریزی شده و در جزوه های آموزشی We are the BEST در اختیارتون قرار میگیره.

 

دوم برگزاری حداقل 15 پرزنت در ماه که خوب پاتمن هم خیلی روش تاکید داره (Rule#3) یعنی آقای تعادل 100 بیکار ما هم باید پرزنت بذاره، چون کار ما توی هر لول گرفتن ورودی و ساختن مجموعه است. چون هم باید پورسانت بگیریم و نکته خیلی مهم اینه که follow up کردن نباید یادمون بره و هر نیروی جدید خونی تازه توی رگ مجموعه است.

 

سوم caddy کردن زیرمجموعه هایی که قابلیت و پتانسیل رهبری دارند و می درخشند. حالا در هر لول و در هر کجایی که قرار دارند. وقتی از تیمی کار کردن داریم حرف میزنیم، دیگه تعداد direct مهم نیست. یک نفر 10 تا direct هم میتونه داشته باشه و همه اونها عضوی از تیمش باشن! روی caddy کردن خیلی تأکید می کنم، چون معنای RYTHM دقیقا همینه و کسی که خودشو نسبتا بالا کشیده باید به بقیه هم کمک کنه که اونها هم بیان بالا! یعنی آدمهای قابل که می تونن رشد کنن رو شناسایی کنه و کمکشون کنه برای رسیدن حداکثر پتانسیل و تواناییشون.

 

چهارم کار روی تیمهای بچه های مجموعه. حالا میتونه جلسات Genealogy، آموزشهای تکمیلی، جلسات leader ها، جلسات تیمی و حتی بیرون رفتن با بچه های مجموعه باشه! یعنی جای اینکه تنهایی بری حال کنی با leader های مجموعت بری، جای اینکه بگی خودشون می دونن بگی چه کار می تونیم بکنیم. جای اینکه مجموعت رو بسپری به خدا، مجموعت رو روی خودت بنا کنی و ...

 

بچه ها میدونید چقدر کار برای انجام دادن هست؟! زمانی برای از دست دادن نداریم. توی هر levelی که هستید، دنبال یک رهبری سیستماتیک باشید.یک بستر مناسب برای رشد خودمون و سازمانمون.
We ar the BEST ما رو برای ایجاد یک سیستم واحد و کارآمد کمک خواهد کرد. بزودی منتظر اتفاقات خفنی از این تیم باشید...

+ نوشته شده توسط -:- ناصر -:- -:- - :- |