|
سلام، سلامي گرم و پر مهر از روي يكي از تختهاي بيمارستان شريعتي تهران به همه دوست هاي networker هدفمند و همدلم. بچه هائي كه ديگه الان Quest كار نميكنن و الان توي خانواده اي زندگي ميكنن كه با عشق و صفا و با دستاي خودشون ساختن و الان در كنار اون كار ميكنن و لذت ميبرن. خب نوبتي هم باشه ديگه نوبت منه: راستش هميشه توي فكر نوشتن مقاله براي We are the BEST بودم كه بتونم حداقل يه ذره نا چيز از زحمات شبانه روزي كسي كه مثل يه پدر مهربون براي من و تيممون بوده رو جبران كنم و در كنار اون تاثيري خوب براي بيشتر تلاش كردن و رشد كردن همه دوستام داشته باشه . “هميشه براي نا اميد شدن زوده بايد صبور بود.” راستش هر انساني تو زندگيش هر كاري كه انجام ميده به دنبال نتيجه اون كارشه. تو اين دنيا كسي وجود نداره كه كاري رو انجام بده و بدنبال گرفتن نتيجه اون نباشه.خب منم مثل همه! تقريبا 2 ساله كه وارد كوئست شدم ولي نزديك به 6 ماهه كه فهمیدم این کار تیمیه و تنهایی نمیشه کاری انجام داد و الان داريم تو تيم كار ميكنيم. تيمي كه الان ديگه به بودن تك تكشون در كنارم افتخار ميكنم و به خودم ميبالم. اما بذاريد از قبل ترش براتون بگم: مدت زيادي بود كه داشتيم كار ميكرديم تلاشمون بد نبود ولي خب احساس من بهم ميگفت: كه تيم يه چيزي كم داره راستش مشكل رو هم ميدونستيم ولي خب شايد راه حل زمان بدتر از اوني بود كه ما انتظار داشتيم، همدلي راه حل كار ما بود. خب خيلي وقتها در كنار هم بوديم با هم كار ميكرديم حتي خيلي وقتا همدل بوديم ولي اين موضوع رو با قلبمون باور نكرده بوديم. تا زماني كه من تصادف كردم و باعث شد كه اتفاقاتي بيفتد كه خستگي اين مدت كار از تنم دربياد!!! و هممون به اين باور و ايمان رسيديم كه چقدر به هم نزديك بوديم و همدل، ولي قافل از اون. البته خوب هميشه تو ذهن من چنين تيم قوي و همدلي وجود داشت ولي لحظه شماري من براي شكوفايي اون بود تا اون روز كه بچههاي تيم(شجاع دلان) اورژانس بيمارستان شريعتي رو به خاطر من تحت سلطه كامل خودشون در آوردن. هر طرف كه نگاه ميكردي يكي از بچه ها بود كه هر كدوم كاري انجام ميدادن يكي دنبال عكس يكي دنبال آتل، يكي ويلچر منو گرفته بود و تو كل اورژانس به دنبال كارا بودن. مامورهاي اورژانس جلو بچه ها (كه هر كدوم از برادر به من نزديكتر بودن) كم آورده بودن تا اينكه كار بستري من تموم شد و تازه كار اصلي بچه ها شروع شد. يك نفر از تيم كم شده بود و بچه ها با قدرت هر چه تمام تر جاي خالي اونو بايد پر ميكردن يا بهتر بگم پرچم تيمو بالا نگه ميداشتن. راستش نميدونستم بيمارستان اومدن من به خاطر تند رفتن من و بي احتياطي بود يا قسمت من اين بود كه بيام اينجا تا خيلي قوي تر از قبل كار خودمو ادامه بدم اما امروز كه تقريبا 15 روزه تو بيمارستانم ايمان آوردم كه "اوستا كريم" مخصوصا منو آورده اينجا تا ليست اهدافمو طولاني تر كنم و خيلي مصمم تر از قبل كارمو انجام بدم تا بتونم وظايفي كه رو دوشمه به پايان برسونم. بچه ها من تو اين مدت كه اينجا بودم چيزاي زيادي ياد گرفتم آدمهاي زيادي و رو ديدم كه لحظه شماري ميكنن كه دست نوازشي به سرشون كشيده بشه كساني كه آغوش باز كردن براي اينكه ديگران رو در آغوششون بگيرن، مادراني كه نگران فرزندانشون و نگران خرج بيمارستان هستند، پدراني كه تا صبح نميخوابند چون اين دغدغه رو دارن كه اگه بيمه كل پول رو نده چه جوري بقيه پول بيمارستانو جور كنن. آدمهائي رو ديدم كه در مقابل صبر و بزرگيشون احساس حقارت ميكردم و تصميم گرفتم مثل اونا بزرگ باشم. بچه ها منتظر چي هستين؟!!! چرا دست دست ميكنين؟!!! زود رشد كنيد و فلش بزنيد! مگه حرف همه ما اين نيست كه: به كساني كه نياز دارن كمك كنيم؟!!! به خدا من اینجا پیداشون کردم، به خدا همه اين افرادي كه گفتم، منتظر ما هستند و براي ما آغوش باز كردن. رسالتمون يادمون نره ما بايد خودمونو بالا بكشيم تا بتونيم به ديگران كمك كنيم. Raise Yourself To Help Mankind ! در آخر اين قول رو به همه شما ميدم كه فقط مرگ ميتونه ما رو از اين تيم و از بچه هايي كه الان ديگه برادرهاي من هستن جدا كنه و اينم بگم كه خيلي ها بيرون فكر كردن كه اين تصادف منو از اهدافم دور ميكنه و از اين موضوع خوشحال بودن. كساني كه قبلا در كنار ما كار ميكردن و با ما يا علي دادن ولي الان به خاطر اينكه عرضه و لياقت كار تو كوئستو نداشتن رفتن بيرون! از همينجا و از روي تخت بيمارستان به همشون اين قول رو ميدم كه اين آرزو رو با خودشون به گور ميبرن ديگه نميخوام سرتونو درد بيارم مقاله بعدي منو كه زيادم دور نيست حتما از توي دفتر كارم براتون ميفرستم و فقط يه مطلب به اونايي كه از اون زمان با ما يا علي مدد گفتن و با تمام بي پولي ها، سختي هاو ملامت ها ساختن و نخواستن كه يه قدم عقب بذارن و رفيق نيمه راه بشن بگم كه: %100 نتيجه اين تلاش و همدلي رو ميگيرن و به اون كساني كه منتظرن زمين خوردنشونو ببينن با صداي بلند بگن كـــــــه: We are the best !
قابل توجه دوستان خوبمون در تیم Brave Hearts : بنده حقیر حدود 3 ماه پیش در مورد رابطه شور و شوق و خطر کردن قبلا توضیح داده بودم، ای کاش یکم گوش میدادید.
|
live is life
** رموز موفقیت در نتورک مارکتینگ **
+ نوشته شده توسط -:- ناصر -:- -:- - :-
|



