از سرنوشتتان بی خبرم، اما این را می دانم: کسانی که درصدد یافتن راهی برای خدمتگزاری به مردم برآمده اند، احساس خوشبختی می کنند. اگر می خواهید در بالاترین سطح رهبری کنید، بخواهید که در پایین ترین سطح خدمت کنید.
آلبرت شوایتزر
چقدر حاضری توی مجموعت کار کنی؟! تا کی حاضری برای موفقیت افراد توی سازمانت بها بدی؟! روی چه اکانتی خودتو بازنشسته می دونی؟! ...
اینها سوالهایی است که من همیشه از خودم من پرسم. می دونید بچه ها از روز اول به ما میگفتن که به فکر دیگران باش و به خودت فکر نکن! اما قول میدم که خیلی از ما معنای دقیق اون رو نمی دونستیم!
اما حالا واقعا معنای این چیه؟! یعنی برای چی من باید خودم رو فراموش کنم و به فکر بقیه باشم؟!
به نظر خیلی ها Paradigm Shift #2 یا همون "خودتو فراموش کن و به فکر بقیه باش"، فقط یک شعاره! یعنی نمیشه در عمل اون رو پیاده کرد. اما نظر من با این افراد خیلی متفاوته، می دونید به نظر من تنها راه رشد کردن درست و مداوم در نتورک اینه که به فکر بقیه باشی! جالب اینه که خود "جو" هم در موقع بیان این مطلب که میگه:
"اگر شما میخواهید که در این سیستم پیروز باشید..."، به نظر من منظورش اینه که "اگر شما خودخواه هستید و به فکر سود خودتون هستید..." باید در این سیستم به فکر رشد و پورسانت دیگران باشید!
یعنی اینکه این شعار نیست، بلکه تنها راه رشد درست و مداوم در نتورک مارکتینگه و تنها آدمهایی که اون رو از کاملا Accept میکنن، تبدیل به leader های بزرگی در این صنعت میشوند. شما اگر به Genealogy لیدر های بزرگ در ایران دقت کنید، خیلی افراد رو در سازمانشون می بینید که از خودشون بیشتر پورسانت گرفتند و به نظر من این دقیقا نمونه بارز همین Pradigme Shift#2 هستش.
و به نظر من یک کوئستی نباید با تعادلش، خودش رو معرفی کنه، و من خودم رو به این صورت معرفی می کنم:
من We are the BEST هستم با مجموعه ای که در اون بیشتر از 70 نفر به سقف درآمدی رسیدن!
و اینو از صمیم قلب بهتون میگم که توی این سیستم اگر به فکر بقیه باشی، مطمئن باش که آینده خودتو تضمین کردی (که این هم یه جور خودخواهیه!
البته از نوع خوبش!!!) و اگر هم فقط به فکر خودت هستی، مطمئن باش که داری وقت تلف می کنی!!!
اما حالا اینجا یک مشکل پیش میاد! ما چقدر باید به فکر دیگران باشیم؟! اصلا به فکر دیگران بودن یعنی چی؟! و ...
اولین جواب من اینه که فرق دلسوزی رو با مهربان بودن، درک کنیم. قبول دارید که پدر و مادر ما جزء معدود افرادی هستن توی زندگی، که با تمام وجود برای ما زحمت می کشن و به فکر آینده ما هستن! اما جالب اینه که خیلی از مواقع میبینیم که اونها بسیار شدید ما رو تنبیه می کنن! می دونید خود من اگه یک پدر و مادر مهربون داشتم، شاید الان مشغول خوندن درس برای کنکور بودم! (البته برای بار 25 ام!!!
) می دونید وظیفه اصلی اونها تربیت کردن ما بوده و نه بزرگ کردن ما! و دقیقا وظیفه ما هم در قبال لیدرهای آینده مجموعمون همینه! یکسری از کارها هست که آدم باید خودش انجام بده، مثل درس خوندن، مثل غذا خوردن، مثل خوابیدن، مثل سر کلاس رفتن... و هیچکس دیگه ای نمی تونه این کار رو به جای ما انجام بده! توی نتورک هم دقیقا به همین شکله، یعنی درسته که تو باید در همه مراحل به لیدرهای آینده مجموعت کمک کنی، اما تو هیچ وقت نباید و نمی تونی جای اون پرزنت بذاری، یا جای اون سر جلسه ها بری، یا جای اون کتاب "حکایت" رو بخونی، یا کاتالوگدار بشی، یا جلسه تعهد برگزار کنی و یا اصلا به جای اون رشد کنی و پورسانت بگیری!!!
منظور کلی من اینه که درسته ما در این سیستم باید به فکر بقیه باشیم، اما هیچ وقت نباید بیشتر از خودشون به فکرشون باشیم و به جای اینکه دلسوزی کنیم سعی کنیم مهربون باشیم.
امیدوارم هممون فرق "مهربانی" با "دلسوزی" رو درک کنیم و از صمیم قلب برای ساختن سازمانمون که تنها سرمایه ما برای ساختن آینده خودمون و خانواده مونه، تلاش کنیم.
هیچ کس به خاطر آنچه که می گیرداحترام نمی یابد،
عزت و احترام پاداش چیزهایی است که می دهد.
«کالوین کولیج»