|
(ویل دورانت) شاید بتوان گفته ی ویل دورانت را با سازمانهای کوچک و بزرگ خودمان در network marketing مقایسه کنیم. تمام افرادی که مدتی در این صنعت مشغول هستند مطمئنا با ریزش مجموعه روبرو شده اند. این ریزش هر چند از دیدگاه ریچارد پو ( نویسنده ی کتاب موج چهارم) و دیگر نظریه پردازان این صنعت پدیده ای اجتناب ناپذیر محسوب میشود اما در ایران اغلب فرایند ریزش فراتر از جدا شدن چند نیرو از سازمانمان است و گاهی به متلاشی شدن یک مجموعه منجر شده است. جالب اینجاست که در این لحظات همه لیدرها کاسه ی چه کنم دست می گیرند که چه اتفاقی افتاد که مجموعه ی ما در چند هفته ی اخیر به این روز افتاد؟؟؟ اما در اغلب مواقع با واقعیت تلخی روبرو خواهیم شد. مجموعه در دورانی که آمار خرید بالایی داشت و همه ما شبه لیدرها درگیر چهارشنبه ها و باز شدن اکانتها و تیک زدن اهدافمون بودیم سازمانمان آرام آرام در حال تزلزل بود. و در نهایت به قول رندی گیج ما میمونیم و چندتا زیر مجموعه الاف نیویورکی. اما در اینجا ما میمونیم و چندتا لیدر الاف ایرانی!!! اما واقعیت اینه که ریزش در این سطح حاصل یک یا چند عملکرد اشتباه در یک پروسه ی چندین و چند ماه است و پیکریه ضعیف شده ی مجموعه ی ما با بروز یک مشکل کوچک با ریزش بزرگی روبرو میشود. دقیقا مثل بیمار مبتلا به ایدزی که با اولین سرماخوردگی از پا در میاید. من به عنوان عضو بسیار کوچکی از خانواده ی بزرگ We are the BEST دلایلی که یا خودم تو مجموعه ی خودم تجربه کردم و یا در مجموعه های دیگه دیدم به طور خلاصه بیان میکنم و امیدوارم که دوباره مجالی را پیدا کنم و در مورد تک تک این موارد و مواردی که شما هم تجربه کردید بتونیم با هم بیشتر صحبت کنیم. و اینکه همه ی ما بتونیم به روزی برسیم که مجموعه هامون با حداقل ریزش روبرو باشه و هر کسی که لیاقتش رو داره رشد کنه. یکسری از دلایل اصلی من بهشون رسیدم به این شرحه: 1- عدم درک مفهوم صحیح win win: همه میدونیم که یک سازمان با دید بلند مدت فقط در شرایط win win معنی پیدا میکنه. اما متأسفانه خیلی از استراتژی های ما بر خلاف ظاهرش که قشنگه، صد در صد خلاف win win بودن نتیجه میده که بعدا می تونیم در مورد بعضی هاشون صحبت کنیم! یکیش میتونه استراتژی بازنشستگی!!! باشه و یا duplicate هایی که فقط به خاطر کمتر کردن کار بالاسریهاست و نه به خاطر رشد مجموعه!!! 2- عدم روحیه ی تیمی و نداشتن تیمی همدل و هم داستان: که خوب فکر می کنم در موردش زیاد صحبت شده، اما جالبه که هنوز مشکل اصلی خیلی از مجموعه هاست! 3- عدم صداقت (چه در شکل معرفی کار و چه در تصمیم گیریهای یک مجموعه) "آره، تو فقط بیا، فلانی رو میشناسی، یک ماهه سقف زد و الان هفته ای $50000 میگیره! من خودم تا بحال $5000 گرفتم، خیلی ردیفه! دیونه فقط لازمه 6 ماه محکم کار کنی، بعدش همه چیز هماهنگه و خودش رشد می کنه!!!" و ... 4- فاصله ی زمانی زیاد از تصمیم گیری تا عمل. همه ی ما در خیلی از اوقات راه حل عبور از بحران رو میدونیم اما زمانی 2 ریالیمون میوفته که تلفنها کارتی شدن!!! مثل همه شماهایی که می دونید که باید پرزنت بذارید، اما همتون منتظر زیرمجموعه هاتون هستید که اونها مجموعه شما رو رشد بدن! و یا اینکه میدونید که باید کاتالوگدار بشید، اما به این فکر می کنید که "بابا فلانی که هست، فعلا من باید کار دیگه انجام بدم." 5- قرار گیری در چاله مدیریت (که دوستمون آقا و یا خانم اصغری!!! مطالب زیبایی رو در موردش در weblog نوشتن!) 6- بحران مالی: مثل گرفتن دفتر کارهایی (Office) که اجارشون بی مورده و یا خرج های غیر لازم و از همه بدتر رابطه های مالی که تا دلتون بخواد زیاده و البته خیلی از مجموعه ها رو از پاشونده!!! و ... ادامه دارد... با آرزوی موفقیت
پاورقی
مطالب مرتبط: "مدیریت مالی" و "چاله مدیریت" و "تیم و تیم ورک" و "تيم - استقلال - حمايت" |
live is life
** رموز موفقیت در نتورک مارکتینگ **
+ نوشته شده توسط -:- ناصر -:- -:- - :-
|


