تبليغاتX
live is life - رانندگی در نتورک مارکتینگ!!!


سلام بچه ها،
یه سوال ازتون دارم: "چند وقته که وارد این سیستم شدید؟!" می دونم که این سوالی که ناخودآگاه همیشه از خودتون می پرسید! و شاید به جرأت بهتون بگم که این یکی از خطرناکترین سوالهایی که می تونید از خودتون بپرسید!
خیلی ها رو میشناسم که میگن: "بابا من 6 ماهه که وارد شدم، چطوری برم پیگیری وقتی هنوز 1000 دلار هم پورسانت نگرفتم؟!!" این خیلی بده که ما مثل پیرزنها (و شاید پیرمردها!) بشیم که با هم میشینن و فقط عمرشون رو حساب می کنن و بعد از 70 سال زندگی به این نتیجه میرسن که هنوز هیچ کار مثبتی رو در زندگیشون نکردن و حالا هم که اینقدر پیر شدن که نمی تونن حرکتی بزنن!
می دونید باز هم بر میگردیم به همون مسأله «اول مرغ بود یا تخم مرغ؟!»
چند نفرتون می تونید بگید که دارید مثل روز اول وارد شدنتون در این سیستم فعالیت می کنید، یعنی با همون انرژی، با همون یقین، با همون انگیزه، با همون ...
می دونید، این خیلی طبیعیه که انرژی و یقین آدم روز به روز دستخوش تغییرات بشه! خود "ساتیا" برادر "پاتمن" هم میگه که آدم به دو طریق انرژی میگیره: اول انگیزه های بیرونی مثل جلسه هفتگی ها و صحبت کردن با
Upline ها و دوم انگیزه های درونی که خود آدم به خودش میده، مثل هدفهاش و یا اون حس انتقامی که نسبت به افرادی که بهش نه گفتن داره!
می دونید مشکل چیه؟! بعضی ها هستن که به این عادت کردن که یکی بهشون انرژی بده، یعنی عادت کردن که همیشه از انگیزه های بیرونی استفاده بکنن و از خودشون هیچ چیزی نمیذارن!
میدونید مشکل این افراد چیه؟! اینه که دائما در حال بالا و پایین شدن هستن. یک روز انرژی دارن و یک روز هم بی انرژی هستن، یک روز حرف از سقف زدن میزنن و یک روز هم به فکر $250 آخر هفتشون هستن! و خلاصه مدام ریپ میزنن!!!
من خودم بعد از 3 سال کار کردن هیچ کسی رو نمی شناسم که اینجوری موفق شده باشه! یعنی اینکه تمام آدمهای موفق در این سیستم واقعا و واقعا به تنهایی رشد کردن!!! منظورم اینه که خودشون باتری خودشون بودن و هیچ وقت منتظر این نبودن که کسی از بیرون بیاد باتری اونها رو شارژ کنه!
میدونید این خیلی بده که انرژی ما حول خط صفر تناوب کنه! یعنی یک روز خوب باشیم و یک روز بد!(منظورم اینه که یک روز انرژی ما بشه 100 و یکروز بشه 50- !!!) و کاری که انگیزه های درونی با ما میکنه اینه که ما رو مثلا تا خط 100 بالا می بره! و ما دیگه ما حول خط 100 تناوب داریم. یعنی بعد از یک جلسه خوب انرژی ما میشه 150 و بعد از یک برنامه خسته کننده و آزار دهنده انرژی ما میشه 80 !!! یعنی ما در یک حد مشخص خوب یا بد میشیم و هیچ وقت زیر صفر نمی آییم!
بذارید یک نکته رو براتون روشن کنم! فرض کنیم هممون در یک ماشین نشستیم و می خواهیم به سمت هدفمون حرکت کنیم. خوب حالا این حرکت ما شامل 2 قسمت میشه:
1- جلو رفتن  2-به سمت هدف در مسیر درست حرکت کردن
می دونید مشکل چیه؟! خیلی ها از سازمان و تیم بالاسریهاشون انتظار دارن که هر دوی این کارها رو برای اونها انجام بده! ولی به نظر من این خیلی اشتباهه! یعنی یک سازمان خوب (حالا میخواهید این سازمان رو به طور کل QuestNet فرض کنید و یا V-Team و یا We are the BEST و یا هر تیمی که دارید) نهایت کاری که میتونه برای شما انجام بده اینه که فرمان این ماشین رو به دست بگیره و اون رو به سمت هدف از طریق مسیر درست هدایت کنه و تازه این رو بدونید که زمانی هم شما باید راننده خوبی بشید و این فرمان رو به دست خودتون بگیرید. و این رو بدونید که در حرکت این ماشین، جلو رفتن و به اصطلاح گاز دادن، فقط و فقط کار شماست (و البته همه ما!)، منظورم اینه که تا زمانی که در ماشین حرکتی نباشه، دیگه صحبت کردن از اینکه داریم به چه سمتی میریم بی معنیه! یعنی زمانی می تونیم بگیم که سازمان ما درست داره میره که: 1- ما در حال جلو رفتن باشیم 2- با استراتژی هایی که از تیم بالاسریهامون داریم، در مسیر درست به سمت هدف حرکت کنیم!
من برای اینکه بتونید خوب در این ماشین گاز بدید یک پیشنهاد دارم و اون هم اینه که بشینید و با خودتون فکر کنید که واقعا اینجا اومدید که چه کار کنید و چرا باید اینهمه سختی رو تحمل کنید؟! و اینکه از خودتون بپرسید "اگه همه افراد مجموعتون مثل خودتون کار میکردن، آیا می تونستید بگید که یک سازمانه محکم و رو به رشدی دارید؟!!"
بهتون قول میدم اگه تونستید جواب این سوالها رو بدون تعارف به خودتون بدید، مطمئن باشید که ناخودآگاه در مسیر صحیح قرار میگیرید. و هر وقت که به جواب این سوالها رسیدید، حتما برید و با اعضای تیمتون هم در مورد این مسأله صحبت کنید و به اونها هم بفهمونید که:


 

 

امیدوارم هممون اهمیت این موضوع رو درک کنیم، و از همین امروز شروع کنیم به یادگرفتن رانندگی در سازمانمون که البته نه فقط "فرمان" رو به دست گرفتن، که "گاز دادن" و "بنزین" زدن هم جزئی جدا نشدنی از اونه!

 

+ نوشته شده توسط -:- ناصر -:- -:- - :- |